چهارمحال و بختیاری
← همه اخبار
هناس را از آن جهت دوست داشتم که توانستم زنی که به زمین و زمان چنگ می‌زند تا زندگی اش را حفظ کند را درک کنم

نظری بر هناس

هناس را از آن جهت دوست داشتم که توانستم زنی که به زمین و زمان چنگ می‌زند تا زندگی اش را حفظ کند را درک کنم

۲۰ بهمن ۱۴۰۰کد خبر: 155518۲

یادداشت هاجر الله بخشی فعال رسانه از استان چهارمحال و بختیاری

تعلیق و کشش! چیزی که هر فیلمی به آن نیاز دارد. اما زیاده از حدش آش را شور می‌کند، چیزی که در هناس می‌بینیم آش شوری است پخته کارگردان. روایت یک فیلم از دید یک زن نمی‌تواند فیلمی زنانه بسازد وقتی کارگردان مردی است که دنیای زنان را کامل نمی‌شناسد. هناس روایت داستان زندگی شهید رضایی نژاد و همسرش است از دید همسرش، اگر چه کارگردان در انتهای فیلم می‌خواهد به ما بقبولاند ک فیلم داستان زندگی همسر شهید بود نه خودش.  باید گفت داستان بخش کوچکی از یک زندگی است نه  آشفتگی یک زن بود در زندگی. زنی با بازی مریلا زارعی که از همان اول ماجرا که هنوز اتفاقی نیفتاده،  اضطراب توی چشمهایش و لرزش دست هایش توی ذوق می‌زند. هناس را از آن جهت دوست داشتم که توانستم زنی که  به زمین و زمان چنگ می‌زند تا زندگی اش را حفظ کند را درک کنم. همین.

نقطه ی قوت فیلم آغاز آن است آنجایی که به  مخاطب نوید می‌دهد با فیلمی خوش ساخت طرف است. کشش خوب داستان، اوج تقرییا خوب، اما فرودی نامتعادل و کسل کننده. اوجی که نتوانست خوب باشد و به دل بنشیند. همین باعث شد مخاطب خسته و دل زده شود از این همه آشوب که بی جهت ب دل زن قصه ریخته است .کارگردان بزور می‌خواهد آن آشفتگی و دلهره را به مخاطب القا کند. صدای به هم خوردن در، روشن شدن خود به خود سیستم آدم را دل زده می‌کند، سگی ک پشت سر زن قصه صدا می‌کند، آهنگی که در صحنه های حساس فیلم شبیه آهنگ های فیلم های جنایی و اکشن می‌شود. این همه دلهره برای چیست. برای زنی ک نمی‌داند دور و برش چه می‌گذرد؟؟ زنی که یا آشپزی می‌کند یا دنبال شوهرش از این ور به آ ور می‌رود برای اینکه  بفهمد... چه را بفهمد؟؟ اینکه شوهرش سال ها چه را از او پنهان کرده؟ چه دردی از زندگی اش دوا کند؟ جز اینک درد می افزاید روی دردها؟ دخترش چه؟ می‌خواهد زندگی اش را به خاطر دخترش حفظ کند ولی یک سکانس هم در فیلم نمی‌بینیم که او وقتش را برای دخترش بگذارد. با او بازی کند. با او حرف بزند. مخاطبی که رضایی نژاد را نشناسد بارها از خودش می‌پرسد او کجا کار می‌کند. چه می‌کند. چه اهمیتی دارد که ترور شود؟ چرا زن قصه خود را این قدر تنها می‌بیند. چرا زن قصه این قدر غرغرو است. بارها حین فیلم از خودم پرسیدم چرا یک کلمه، یک جمله تحسین آمیز از زبان این زن در نمی آید. قرار است ما افتخارات شهید را ببینیم یا زنی که تمام افتخارات همسرش را نادیده می‌گیرد. جای یک سکانس که  نشان دهد با یک دانشمند هسته ای روبرو هستیم خالی است. دانشمندی ک حضورش در پروژه های هسته ای نه تنها موثر بلکه لازم است. به جای آن دائم سکانس های پرتنش در فیلم می بینیم گاهی خسته کننده و طولانی می‌شوند و مخاطب را دلزده می‌کند. در مورد انتخاب بازیگران باید گفت متاسفانه مریلا زارعی انتخاب خوبی برای این نقش نیست و برخلاف بازی های دیگر او بازی متوسطی از او دیدیم. اشکی که در چشم او همیشه حلقه زده و خیلی جاها به کار نمی آید، اختلاف سنی او با بهروز شعیبی توی ذوق می‌زند، گاهی بیشتر شبیه مادربزرگ آرمیتا می‌شود تا مادرش! و البته بازی خوب بهروز شعیبی در نقش قهرمان و وحید رهبانی در نقش ضد قهرمان به دل می نشیند.

حسین دارابی در سکانس آخر یادش می‌رود تمام فیلم زنی غرغرو و نگران و سراسیمه را به تصویر کشیده است، زنی که  یادش می‌رود برای درمان دردهایش به حلقه محبت همسرش چنگ بزند و بگذارد همسرش مشکلات را حل کند. زنی که انگار همسرش را نشناخته که  به خاطر ارزش هایش حاضر به هر کاری نیست. این زن گاهی ارزش هایش را گم می‌کند حتی با خواندن حدیث کسا در یک صحنه ی کوتاه هم نمی‌توان به  مخاطب قبولاند او  زنی ارزشی است. در حالی که همسرش را نشناخته و همسرش باید به او یادآور شود من مال این خاکم و یاد نگرفتم تا کسی سرم داد کشید بگم چشم. انگار اگر به حریفش توضیح می‌دهد که بچه ی مرز است باید ب همسرش هم بفهماند که چقدر برای ارزش هایش جنگیده است و نمی‌تواند حالا عقب بنشیند.

حالا در سکانس آخر، این زن تبدیل به زنی قهرمان می‌شود استوار همه چیز را پذیرفته و خیلی قهرمانانه وارد نور می‌شود. فیلمی که در تمام سکانس ها سعی می‌کند شعار ندهد با نوری شعار زده به پایان می‌رسد.

و در نهایت سوالی که در کل فیلم ذهنم با آن در گیر بود  اینکه  چرا این زن وقایع را پنهان می‌کند و نه تنها به همسرش که به همکاران او نیز نمی گوید. چرا خبری از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در فیلم نمی بینیم. آن هم دقیقا بعد از  ترور دو دانشمند هسته ای.

به  هر حال حسین دارابی برای کار دومش، کاری درخور ساخته است که می‌تواند توجه مخاطبان زیادی را بخود جلب کند.

برچسب‌ها:هاجر الله بخشی
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://chb.hozehonari.ir/s/BNFJUG9

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: chb.hozehonari.ir