داستان کوتاه سروناز عباس زاده برای غزه
نور صدا دوربین،
عروسک ها بازی می کنند. قشنگ. مثل خنده های مامان با رقص انگشتهای تو به نشانه پیروزی ات. فیلم نامه تمام می شود. من می مانم و سکانسی که هیچ وقت نمیخواهد با من راه بیاید. بحران این جاست که عروسک ها می گویند من اورشلیم نمی شوم.
۱۰ آبان ۱۴۰۲چهارمحال و بختیاری۷