چهارمحال و بختیاری
← همه اخبار
به بهانه­‌ی فیلمی که دیدم

به بهانه­‌ی فیلمی که دیدم

۱۹ بهمن ۱۴۰۰کد خبر: 155478۱

به بهانه­‌ی هِناس

 

 

چهلمین دوره­‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر و هِناس. فیلمی ساخته­‌ی حسین دارابی. آن ها که فیلم سینمایی "مصلحت" را دیده‌اند، قطعا براین موضوع صحه خواهند گذاشت که دومین تجربه­‌ی حسین دارابی در مقام کارگردانیِ یک اثر سینمایی، چندین گام به جلو برای او بوده است. آنچه در کلیت اثر می بینیم، شناخت بهتر فیلم­ساز از مدیوم سینما و بهره گیری مناسب تر او از عناصر مختلف در ساخت یک اثر سینمایی است. هرچند سخن بسیار است درباره­‌ی جز به جز این اثر.

در هِناس، قرار است روایت زندگی یک شهید را ببینیم. البته این ذهنیت و استنباط مخاطب بیش از پیش برگرفته از تبلیغات پیرامون فیلم است. اثری که می خواهد مخاطبش را با داریوش رضایی نژاد یکی از دانشمندان جوان هسته ای آشنا کند. اما گویی کمی از مسیرش به دیگر سو می‌رود. بی گمان وقتی یک اثر سینمایی در ژانر خاصی تعریف می‌شود یا بهتر است بگوییم قرار است در پیروی از ژانر خاصی و با معیارها و پارامترهای آن ساخته شود، باید به قراردادهایش با مخاطب پایبند باشد. اما چیزی که ما رفته به رفته در هناس با آن مواجه می‌شویم، یک اثر رمانتیک و از منظر و زاویه‌­ی نگاه زنانه است. نظرگاهی که بیشتر از آنکه ما را با داریوش آشنا کند، ذهنیات و تصورات و تحلیل‌های شهره را به تصویر می‌کشد. البته که این نوع نگاه و زاویه­‌ی دید به خودی خود، جایی برای اشکال و ایراد نیست، اما وقتی فیلم­ساز با مخاطبش قراردادی وضع می‌کند که او را در یک فضای رئال با انسان‌ها و وقایعی کاملا منطبق با واقعیت بیرونی قرار دهد، این انتظار و توقع در این فیلم برآورده نمی‌شود. هر چند جسارت کارگردان برای ورود به موضوع شهدای هسته‌ای و تلاش برای وفاداری به واقعیت‌ها و ترسیم چهره‌ای متفاوت از همسر یک شهید، قابل تحسین است، اما نتیجه و ماحصلی که از فیلم بیرون می‌آید، گویی فاصله­‌ی بسیاری دارد با آنچه باید در این اثر رخ می‌داد. البته که ضعف‌های ساختاری این اثر را هم می‌توان در فیلم نامه دید و هم در کارگردانی. که شاید بارزترین آن در شخصیت پردازی نصفه و نیمه در فیلمنامه و انتخاب نامناسب نقش‌های اصلی دانست. به جز نقش فرهاد با بازی محمد رهبانی که بسیار انتخاب مناسبی بوده و ذهنیت همیشه آشنای مخاطب نسبت به این بازیگر در نقش‌های مثبت را اینبار به خوبی در یک نقش منفی به چالش کشیده است و یا بازی روان سیاوش طهمورث، باید گفت انتخاب بهروز شعیبی در نقش داریوش رضایی نژاد و مریلا زارعی در نقش شهره پیرانی، چندان انتخاب متناسبی نبوده است. علیرغم تلاش این دو بازیگر برای ارائه­‌ی یک بازی روان و راحت که به تنهایی شایسته و تحسین برنگیز است، اما به دلیل عدم باورپذیری آن‌ها به عنوان یک زوج، مخاطب نمی‌تواند پذیرش مناسبی نسبت به رابطه‌یشان داشته باشد و گاهی حتی همزادپنداری با این شخصیت‌ها سخت صورت می‌گیرد. 

از دیگر ویژگی‌های فیلم ، فضای تعلیقی است که کارگردان در برخی سکانس ها با فضاسازی مبتنی بر ترس و دلهره ایجاد می‌کند و قصد دارد مخاطب خود را بیش از پیش به درون اثر هدایت کرده و اتفاقات را برایش قابل لمس کند. که البته توانسته به خوبی از این تکنیک در خدمت فیلم استفاده کند.

یکی از سکانس‌های زیبای فیلم، زمانی است که داریوش و شهره در کنار دخترشان در سالن سینما هستند و یک سردی و قهر در رابطه‌یشان به چشم می‌خورد که تلاش‌های داریوش برای شکستن این فضا و واکنش‌های همسرش بسیار جذاب است.

و در آخر باید گفت برای اینکه سینمای ایران بتواند مستمر و عمیق نفس بِکِشد، باید نسل‌های جدید با تفکر و ایده‌های تازه را در خودش پرورش بدهد و فرصت بروز و و شکوفایی را بیش از پیش برای این فیلم­سازان جوان فراهم کند.

 

شمس الدین آل معصوم

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://chb.hozehonari.ir/s/APXK234

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: chb.hozehonari.ir

به بهانه­‌ی فیلمی که دیدم | چهارمحال و بختیاری